زندگينامه حضرت خديجه همسر باوفاي پيامبر اسلام (ص)

بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليك يا  حضرت خديجه
سلام بر حضرت خديجه بزرگ بانوي اسلام همسرباوفاي پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي (ص) ودرود وصلوات  فراوان بر ارواح مطهر آن دو همسربزرگوار
    زندگينامه حضرت خديجه


پدر او خُوَيلد بن اسد و مادر او فاطمه دختر زائده است. تولّد حضرت خديجه عليهاالسلام سال 68 پيش از هجرت است. ازدواج مبارك خديجه با وجود مبارك و نازنين حضرت محمّد صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏آله‏ وسلم هنگامي بود كه 25 سال از عمر شريف پيامبر صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏آله‏ وسلم و چهل سال از عمر حضرت خديجه عليهاالسلام مي‏گذشت. او از لحاظ نسب از همه زنان پيغمبر صلي‏ الله‏ عليه ‏و‏آله‏ وسلم به پيغمبر نزديك‏تر است. او در ماه رمضان سال دهم بعثت و اندكي پس از وفات حضرت ابوطالب درگذشت. پيغمبر او را در «حجون» دفن كرد و خود او را در قبر گذاشت.

 
فرزندان خديجه

در تعداد فرزندان حضرت خديجه ، ميان مورخان اختلاف است . به‏ گفته مشهور : ثمره ازدواج رسول خدا و خديجه ، شش فرزند بود. 1- هاشم . 2- عبدالله . به اين دو «طاهر» و «طيب‏»مي‏گفتند . . 3- رقيه . 4- زينب 5- ام كلثوم . 6- فاطمه .

رقيه بزرگترين دخترانش بودو زينب ، ام كلثوم و فاطمه به‏ترتيب پس از رقيه قرار داشتند . پسران خديجه پيش از بعثت‏ پيامبر (ص) ، بدرود زندگي گفتند . ولي دخترانش ، نبوت پيامبر(ص) را درك كردند .

گروهي از محققان معتقدند : قاسم و همه دختران رسول خدا (ص)پس از بعثت‏ به دنيا آمدند و چندروز پس از پيامبر خدا (ص) به‏ مدينه هجرت كردند .
خديجه در دوران جاهليت

حضرت خديجه عليهاالسلام در دوران جواني با تشكيل كاروان‏هاي تجاري به كسب درآمد پرداخت. وي با مديريت و درايتي قوي و به دور از رسم تاجران زمانه كه رباخواري را از اصول ثروت اندوزي قرار داده بودند، به تجارت روي آورده بود.

تاريخ‏ نگاران، بارها از او با عنوان‏هايي همچون «بانوي دورانديش و خردمند» يا «بانوي عاقل»ي‏ياد كرده ‏اند. حضرت خديجه عليهاالسلام يكي از ثروتمندترين مكه بود، ولي هرگز از ياري فقيران روي برنگرداند و خانه‏ اش همواره كعبه آمال مردم بينوا و پناه‏گاه نيازمندان بود. كرم، سخاوت، دورانديشي، درايت، عفت و پاك‏دامني، از وي بانويي پرهيزكار و مورد احترام ساخته بود. لقب «بانوي بانوان قريش» كه در آن زمان به وي داده شد، نشان دهنده جايگاه او در ميان مردم است.
نخستين بانوي مسلمان

حضرت خديجه عليهاالسلام نخستين زني بود كه به پيامبري حضرت محمد صلي‏ الله ‏عليه‏ و‏آله ايمان آورد و اولين بانويي بود كه همراه امام علي عليه‏السلام با پيامبر به نماز ايستاد و پيشاني بندگي بر خاك ساييد. تاريخ‏ نويسان از يكي از همسران پيامبراعظم صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏آله نقل كرده‏ اند كه مي‏گفت: من همواره از علاقه پيامبر به خديجه در شگفت بودم؛ چرا كه حضرت بسيار از او ياد مي‏كرد و اگر گوسفندي مي‏كشت، به سراغ دوستان خديجه مي‏رفت و سهمي براي آنها مي‏فرستاد. روزي رسول خدا صلي‏ الله‏ عليه ‏و‏آله در حالي كه خانه را ترك مي‏كرد، نام خديجه را بر زبان آورد و از او تعريف كرد. كار به جايي رسيد كه صبر خويش را از دست دادم و با كمال جرئت گفتم: «وي پيرزني بيش نبود و خدا بهتر از او را نصيب شما كرده است!» گفتار من چنان رسول خدا صلي ‏الله‏ عليه‏ و‏آله را متأثر ساخت كه آثار خشم و غضب در چهره ايشان ظاهر شد. در اين هنگام رو به من كرد و فرمود: «ابدا چنين نيست!... هرگز همسري بهتر از او نصيب من نشده است. خديجه هنگامي به من ايمان آورد كه همه مردم در كفر و شرك به سر مي‏بردند. او ثروت خود را در سخت‏ ترين لحظات در اختيار من گذاشت. خدا از او فرزنداني نصيبم كرد كه به ديگر همسرانم نداد».
خصوصيات حضرت خديجه (س)

خديجه از بزرگترين بانوان اسلام به شمار مي‏رود . او اولين زني‏ بود كه به اسلام گرويد ; چنان كه علي‏ بن ابي‏طالب (ع) اولين‏ مردي بود كه اسلام آورد . اولين زني كه نماز خواند ، خديجه بود. او انساني روشن بين و دور انديش بود . با گذشت ، علاقه‏ مند به‏ معنويات ، وزين و با وقار ، معتقد به حق و حقيقت و متمايل به‏اخبار آسماني بود . همين شرافت‏ براي او بس كه همسر رسول خدا (ص) بود و گسترش اسلام به كمك مال و ثروت او تحقق يافت .

خديجه از كتب آسماني آگاهي داشت و علاوه بر كثرت اموال و املاك، او را «ملكه بطحاء» مي‏گفتند . از نظر عقل و زيركي نيزبرتري فوق العاده‏ اي داشت و مهمتر اينكه حتي قبل از اسلام وي را«طاهره‏» و «مباركه‏» و «سيده زنان‏» مي‏خواندند .

جالب اين است او از كساني بود كه انتظار ظهور پيامبر اكرم (ص) مي‏كشيد و هميشه از ورقه‏بن نوفل و ديگر علما جوياي نشانه‏ هاي‏ نبوت مي‏شد . اشعار فصيح و پر معناي وي در شان پيامبر اكرم (ص) از علم و ادب و كمال و محبت او به آن بزرگوار حكايت مي‏كند .

نمونه‏ اي از اشعار خديجه در باره پيامبراكرم (ص) چنين است :

فلوانني امسيت في كل نعمه و دامت لي الدنيا و تملك الاكاسره

فما سويت عندي جناح بعوضه اذا لم يكن عيني لعينك ناظره

اگر تمام نعمتهاي دنيا از آن من باشد و ملك و مملكت كسراها وپادشاهان را داشته باشم ، در نظرم هيچ ارزش ندارد زماني كه چشم‏ به چشم تو نيافتند .

ديگر خصوصيت‏ خديجه اين است كه او داراي شم اقتصادي و روح ‏بازرگاني بود و آوازه شهرتش در اين امر به شام هم رسيده بود .

البته سجاياي اخلاقي حضرت خديجه چنان زياد است كه قلم از بيان‏ آن ناتوان است . پيامبر اكرم (ص) مي‏فرمايد : «افضل نساء اهل الجنه خديجه بنت‏ خويلد و فاطمه بنت محمد ومريم بنت عمران و آسيه بنت مزاحم .»

چه مي‏توان گفت در شان كسي كه مايه آرامش و تسلاي خاطر رسول‏خدا (ص) بود ؟ ! در تاريخ مي‏خوانيم : «حضرت محمد (ص) هر وقت از تكذيب قريش و اذيت‏هاي ايشان‏ محزون و آزرده مي‏شدند ، هيچ چيز آن حضرت را مسرور نمي‏كرد مگرياد خديجه ; و هرگاه خديجه را مي‏ديد مسرور مي‏شد»

ذهبي مي‏گويد : مناقب و فضايل خديجه بسيار است ; او از جمله‏ زنان كامل ، عاقل ، والا ، پاي‏بند به ديانت و عفيف و كريم و ازاهل بهشت‏بود . پيامبر اكرم (ص) كرارا او را مدح و ثنا مي‏گفت‏و بر ساير امهات مومنين ترجيح مي‏داد و از او بسيار تجليل مي‏كرد. به حدي كه عايشه مي‏گفت : بر هيچ يك از زنان پيامبر (ص) به‏ اندازه خديجه رشك نورزيدم و اين بدان سبب بود كه پيامبر (ص)بسيار او را ياد كرد . 
خدمات حضرت خديجه به اسلام

حضرت خديجه عليهاالسلام در 24 سال زندگي مشترك با پيامبر گرامي اسلام، خدمات بسياري براي آن بزرگوار و دين اسلام انجام داد. حمايت‏هاي مالي، روحي، عاطفي از حضرت محمد صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏آله ، تصديق و تأييد پيامبر در روزگاري كه هيچ كس تأييدش نمي‏كرد و ياري ايشان در برابر آزار مشركان، گوشه‏ هايي از اين خدمات ارزشمند است. حضرت خديجه عليهاالسلام پس از ازدواج با پيامبر، دارايي‏اش را به ايشان بخشيد تا آن را هرگونه مي‏خواهد مصرف كند. رسول گرامي اسلام در اين زمينه مي‏فرمايد: «هيچ ثروتي به اندازه ثروت خديجه عليهاالسلام براي من سودمند نبود».

حضرت خديجه عليهاالسلام ، اين بانوي بزرگوار نه تنها از عمق جان به رسالت پيامبر ايمان آورد، بلكه او را در برابر سختي‏ها و تكذيب مشركان و بدخواهان ياري داد. تا زنده بود، اجازه نداد آزار و شكنجه مشركان بر رسول خدا صلي‏ الله‏ عليه ‏و‏آله سخت آيد. هنگامي كه رسول الله صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏آله با باري از مصيبت و اندوه به خانه مي‏آمد، خديجه او را دلداري مي‏داد و نگراني را از ذهن و خاطرش مي‏زدود.
آخرين مال

اموال حضرت خديجه عليهاالسلام به عنوان ابزاري مناسب از همان ابتدا در خدمت اسلام و پيشرفت آن قرار گرفت. جالب اين كه آخرين بخش از دارايي خديجه توسط امير مؤمنان در سفر هجرت به مدينه صرف شد.

پيامبراكرم صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏آله سه شبانه روز در غار ثور ماند، امير مؤمنان نيز شبانه خود را به غار رساند و آذوقه و لوازم سفر را آورد. در آن‏جا حضرت به علي عليه‏السلام فرمود: «امانت‏هاي زيادي نزد من است، به بالاي ابطح (تپه‏اي در مكه) برو و صبح و شب با صداي بلند بگو: هر كسي نزد محمد امانت و يا وديعه‏ اي دارد بيايد و تحويل بگيرد. يا علي! بعد از اين با هيچ حادثه‏اي ناگوار مواجه نخواهي شد تا اين كه نزد من برسي. امانت‏هاي مردم را آشكارا تحويل بده. اي علي! تو را

سرپرست دخترم فاطمه قرار دادم و خدا را مراقب شما.

از آخرين باقي‏مانده اموال خديجه براي خود و فاطمه و هر كس از بني هاشم كه قصد همراهي با شما را دارد، شتر و زاد و توشه بخر و بعد از رد امانت‏ها، ديگر درنگ نكن... .»

ابوعبيده (نوه عمار ياسر) مي‏گويد: «فرزند ابي رافع اين مطالب را به نقل از پدرش گفت. من پرسيدم: مگر رسول خدا مال و ثروتي قابل توجه داشت كه دو شتر براي سفر خودش خريد و به امير مؤمنان هم سفارش كرد زاد و توشه ديگر مهاجران را تهيه كند؟

ابي رافع پاسخ داد: پدرم گفت: پيامبر صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏آله فرمود: هيچ مال و ثروتي براي من سودمندتر از اموال خديجه نبود. ابي رافع افزود: پدرم گفت: از آخرين موارد مصرف اموال خديجه خريد زاد و توشه براي مسلمانان مستضعف بود كه قصد داشتند به مدينه هجرت كنند.

سفر اكثر مسلمانان با اموال خديجه ممكن شد. آخرين آن‏ها هم قافله ‏اي بود كه امير المؤمنين آن را سرپرستي كرد.
منزلت حضرت خديجه نزد پيامبر (ص)

پيامبر پس از خديجه تا آخر عمر خديجه را فراموش نكرد و هر از چند گاهي از او تقدير و تمجيد مي‏كرد. عايشه گفته است: «رسول خدا صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏آله‏ وسلم از خانه بيرون نمي‏رفت مگر اين كه به نوعي از خديجه ياد مي‏كرد و از وي به نيكي ستايش مي‏نمود. روزي او را به ياد آورد. رشك و حسد وجودم را فرا گرفت. گفتم آيا او بيش از يك پيرزن بود؟ خداوند زن بهتري به تو عطا فرموده است. پيغمبر خشمگين شد. آن گاه فرمود: سوگند به خدا، پروردگار بهتر از او را به من نداد. او به من ايمان آورد در هنگامي كه مردمان به من كفر مي‏ورزيدند. و از او به من فرزنداني عطا كرد در حالي كه مرا از فرزندانِ ديگر زنان محروم نمود». عايشه گفت: «با خود گفتم ديگر هرگز خديجه را به بدي ياد نخواهم كرد».
سخنان دانشمندان درباره خديجه

زبير بن بكّار گفته است: خديجه، در عصر جاهليّت «طاهره» خوانده مي‏شد.

هشام بن محمّد: رسول خدا خديجه را دوست داشت و به او احترام مي‏گذارد و در بعضي كارها با او مشورت مي‏كرد. او وزير صدق و راستي بود و نخستين زني است كه به پيامبر ايمان آورد و پيامبر تا وقتي‏كه خديجه زنده بود، هرگز همسر ديگري برنگزيد. تمام فرزندانش بجز ابراهيم از خديجه بودند.

رسول خدا صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏آله ‏وسلم فرموده است:

سميّه قرّاعه گفته است: تاريخ در مقابل عظمت حضرت خديجه سر فرود مي‏آورد و در برابرش متواضعانه و دست بسته مي‏ايستد.
مقام خديجه در بهشت

از فضيلت‏هاي حضرت خديجه عليهاالسلام ، مقامي است در بهشت كه از سوي خداوند به ايشان وعده داده شده است. پيامبراكرم صلي‏ الله ‏عليه‏ و‏آله نيز بارها اين مسئله را به خديجه بشارت مي‏داد و مي‏فرمود: «در بهشت، خانه‏ اي داري كه در آن رنج و سختي نمي‏بيني.» امام صادق عليه‏السلام نيز مي‏فرمايد: هنگامي كه خديجه وفات يافت، فاطمه خردسال بي‏تابي مي‏كرد و گرد پدرش مي‏گشت و سراغ مادر را از او مي‏گرفت. پيامبر از اين حالت دخت كوچكش بيشتر محزون مي‏شد و دنبال راهي بود تا او را آرام كند. فاطمه همچنان بي‏تابي مي‏كرد تا اينكه جبرئيل بر پيامبر نازل شد و فرمود: «به فاطمه سلام برسان و بگو مادرت در بهشت خانه‏ اي كنار آسيه، همسر فرعون و مريم، دختر عمران نشسته است.» هنگامي كه فاطمه اين سخن را شنيد، آرام گرفت و ديگر بي‏تابي نكرد.
وصيت‏ حضرت خديجه

حضرت خديجه (س) سه سال قبل از هجرت بيمار شد . پيغمبر (ص) به عيادت وي رفت و فرمود : اي خديجه ، «اما علمت ان الله‏ قد زوجني معك في الجنه‏» ; آيا مي‏داني كه خداوند تو را دربهشت نيز همسرم ساخته است ؟ !

آنگاه از خديجه دل جويي و تفقد كرد ; او را وعده بهشت داد ودرجات عالي بهشت را به شكرانه خدمات او توصيف فرمود .

چون بيماري خديجه شدت يافت ، عرض كرد : يا رسول الله ! چندوصيت دارم : من در حق تو كوتاهي كردم ، مرا عفو كن .

پيامبر (ص) فرمود : هرگز از تو تقصيري نديدم و نهايت تلاش‏ خود را به كار بردي . در خانه ‏ام بسيار خسته شدي و اموالت را درراه خدا مصرف كردي .

عرض كرد : يا رسول الله ! وصيت دوم من اين است كه مواظب اين‏ دختر باشيد . و به فاطمه زهرا (س) اشاره كرد . چون او بعد ازمن يتيم و غريب خواهد شد . پس مبادا كسي از زنان قريش به اوآزار برساند . مبادا كسي به صورتش سيلي بزند . مبادا كسي بر اوفرياد بكشد . مبادا كسي با او برخورد غير ملايم و زننده‏ اي داشته‏ باشد .

اما وصيت‏ سوم را شرم مي‏كنم برايت‏ بگويم . آن را به‏ فاطمه عرض مي‏كنم تا او برايت‏ بازگو كند . سپس فاطمه را فراخواند و به وي فرمود : «نور چشمم ! به پدرت رسول الله بگو :مادرم مي‏گويد : من از قبر در هراسم ; از تو مي‏خواهم مرا درلباسي كه هنگام نزول وحي به تن داشتي ، كفن كني .»

پس فاطمه زهرا (س) از اتاق بيرون آمد و مطلب را به پيامبر(ص) عرض كرد . پيامبر اكرم (ص) آن پيراهن را براي خديجه‏ فرستاد و او بسيار خوشحال شد . هنگام وفات حضرت خديجه ، پيامبراكرم (ص) غسل و كفن وي را به عهده گرفت . ناگهان جبرئيل درحالي كه كفن از بهشت همراه داشت ، نازل شد و عرض كرد : يا رسول‏ الله ، خداوند به تو سلام مي‏رساند و مي‏فرمايد : «ايشان اموالش‏را در راه ما صرف كرد و ما سزاوارتريم كه كفنش را به عهده‏ بگيريم .» 
 
وفات خديجه (س)

خديجه در سن 65 سالگي در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج ازشعب ابوطالب جان به جان آفرين تسليم كرد . پيغمبر خدا (ص)شخصا خديجه را غسل داد ، حنوط كرد و با همان پارچه‏ اي كه جبرئيل‏ از طرف خداوند عزوجل براي خديجه آورده بود ، كفن كرد . رسول‏ خدا (ص) شخصا درون قبر رفت ، سپس خديجه را در خاك نهاد وآنگاه سنگ لحد را در جاي خويش استوار ساخت . او بر خديجه اشك‏ مي‏ريخت ، دعا مي‏كرد و برايش آمرزش مي‏طلبيد . آرامگاه خديجه درگورستان مكه در «حجون‏» واقع است .

رحلت‏ خديجه براي پيغمبر (ص) مصيبتي بزرگ بود ; زيرا خديجه‏ ياور پيغمبر خدا (ص) بود و به احترام او بسياري به حضرت محمد(ص) احترام مي‏گذاشتند و از آزار وي خودداري مي‏كردند .
سلام ودرود خداوند بر آن بانوي بزرگوار وهمسر بزرگوارش پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد (ص) وختم قرآن وختم صلوات جهت آرامش روحشان وفداكاريهايي كه براي مسلمانان ومردم انجام دادند.
يادشان گرامي وراهشان پررهرو باد
وسلام ودرود وختم قرآن وختم صلوات برارواح مطهر 14 معصوم وشهيدان ازصدرتابدر ودفاع مقدس وامام شهيدان روح الله و2فرزندمرحوم وهمسرباوفايش
اللهم صل علي محمد وآل محمد وعجل فرجهم
ادامه مطلب
[ ۵ تير ۱۳۹۴ ] [ ۱۱:۵۹:۰۸ ] [ شقايق شلمچه ]
[ نظرات (0) ]

سلام بر رمضان

بسم الله الر حمن الر حيم

بنام بخشايشگر

شهر رمضان الذي انزلت فيه القران  هدي للناس و بيينا ت من الهداي و الفر قان فمن شهد منكر اشهر فليصمه ومن كان مريضا

با سلام و هزاران شكر اي رب العالمين ترا در دومين ماه خودت مي خوانمت به حرمت تمام ماهاي رمضان از صدر اسلام تا كنون ترا به حق اقا امام زمان عج كه چقدر دوست دارد در اين ماه رمضان اشكارا در جمع ياران و چشم انتظارانش باشد يارب العالمين ترا به حرمت تمام روزه دراران در گاهت ترا به حرمت مولا حضرت علي ع به حرمت دستگيريهاي مخفي اش به حرمت نان خرما گرفتن بر دوشش و درب خانه هاي مستمندان و يتيمان رفتنش به حرمت خاندان پاكش به حرمت اقا رسول الله كه تا اخرين نفس در راه تو گام بر داشت و يك ثانيه ياربنا يارب از زبانش نيايستاد به حرمت قران عزيز كه در شبه قدر بر قلب نازنينش نازل شد به حرمت تك تك حرفهاي قران به حرمت نماز فرج مولايمان را رسان بقيه غيبت ان حضرت را به يا ربنا گفتنهاي مولا علي ع ببخش تمام بيماران شفا لطف فرما دستمان بگير يا ربنا يا ربنا در پيچ خمهاي كو چه هاي زندگي اري زندگي حاجات قلب تمام دوستدارانت حاجت روا گردان چنان كن سر انجام كار تو خشنود باشي يارب ماها بند گانهايت رستگار امين

سلام سرورم اقايم مولايم كجاي اين ماه مهماني خدا و ماه خدا را بر تو گل نازنينم و خدمت نايب بزرگوارت و تك تك چشم انتظارانت عرض تبريك مي گويم و از خدا براي تو نام برد گانها سلامتي و خير وبركت در زندگيشتان و رزق و روزي حلال مي خواهم مولا جانم هر كجا هستي و هر كجا مشرف شدي التماس دعا التماس دعا نجف رفتي كربلا رفتي كاظمين رفتي شاه خراسان رفتي مكه و منال رفغتي هر امامي واما م زاد گاني رفتي ياد ماها هم باشد جان حرمت ماه خدا ماها يادت نرود اي گل هميشه بهارم يا مهدي ادركني

اول نوشتنم هميشه به نام تو يا رب اي كر دگار    انكه باشد خالق و اموز گار

 مي كند حمد و سپاس ان كريم       انكه نامش هست رحمن الر حيم

 بعد نعمت كرد گار لا مكان      مي گويم مد ح شه اخر زمان

 هست نامش رحمت العالمين        در قيامت ان شفيع المومذبين

 ياد بر او صد هزار از حق سلام        هر شب و هر روز تا صبح قيام

بعد از ان بر حضرت مشكل گشا     كو بود بر درد بي درمان دوا

مدح حيدر را شوم گو يا ز دل      خواهم از تابيد حق سازم بيان

 ان  ولي حق علي شير خدا     مظهر حق ان شه خير النسا

مر شد جبرئيل  و شاه بحر وبر       بهر هر مشك گشا بود او چاره ساز

انكه عالم جمله  در فرمان اوست       انكه در عرش معظم نام اوست

انكه باشد باعث كون و مكان    انكه در دستش كليد دو جهان

بارالها حق جاه مرتضي         كن تو درد جمله عالم را دوا

يار ربنا يا ربنا تا زنده ايم نام ربنا ارزش ربنا پرورد گارا به حرمت ربنا ريشه جهل و گناه را بر كن نام ربنا طنين انداز دلها جانم ربنا ربنا

جانم نماز كه نماز چشمه شستشو دهنده ي گناهان دل است  نماز اشعه ي حيات دين باوران هميشه جاويد است

نماز از شگفتيها ي شقايق دشت خلقت و بندگي  نماز سفارش حضرت دوست و صديقا ن با معرفت است

نماز تلقي منا جات ادم در قبول توبه و باز گشت به خدا است نماز دعاي اجابت شده ي ابراهيم خليل از پرورد گار جليل است نماز پز واك صداي پر و بال جبر ئيل هنگام نزول  وحي در غار حرا است

نماز وصيت پيامبر خداست به ياران و دوستان با ايمان است

نماز متن فرمان الهي به حضرت محمد خاتم انبيا ئ است 

نماز ارامش بخش مولا علي ع در بيست و پنج سال سكوت است و خانه نشيني

نماز سيره ي مولا علي  مرتضي ع از زاد گاهش  كعبه تا محراب شادتگاه است

نماز سنگ صبور مولا علي در نخلستانهاي مدينه

نماز فرياد علي ع با چاه ظلم و بي عدالتي غاصبان است

نماز مرحم زخم پهلوي حضرت زهراست در دفاع از ولايت است

نماز دنيايي از زمز ئراز امام حسن مجتبي ع است

نماز فرياد ميان دولب رائس اقا سيد الشهدا ئ بر سر نيزه ها است

نماز مداري از متن صحيفه ي سجاديه ي امام شيعيان زين العابدين است

 نماز درخشنده ترين توصيه ها در احاديث امام باقر ع است 

نماز سفارش صادق ال محمد ع در اخرين لحظات حيات زندگيشان است

نماز سلو ك زيباي  موسي بن جعفر  در زنداننهاي ظلم و ستم هارون الر شيد است

نماز ولايت عهدي امام رضا ع بر شيفتگان حضرتش است

ادامه دارد

ياربنا ياربنا گويا تا اخرين نفس يارب

 منم به سهم خو.د در اين ماه عزيزت ياربنا يا ربنا

ختم دويست ميليون ختم قران عزيز نذر فرج مولايمان مهدي عج و شادي روح بلند حضرت محمد ص و تمام پيامبران و امامان ع و شهيدان و امواتهاي همه ومن حقير تا اخرين روز ماه مبارك مهماني خدا حتي شده با يك بسم الله الر حمن الر حيم خود را در اين ختم شركت دهيد تا بهرمند از ثوابش

صدوبيت ميليون هم ختم صلوات جهت نام برد گانيكه براي ختم قران گفتم

 خوب عزيزان گلم گلهاي روزه دار يا انهاي كه نمي توانند به دلايلي روزه بگيرند بهرمند شوند از اين ختم قران و صلوات اما بگويم روز دواي تمام دردهاست اگگر توان گرفتن ان را داريد

عزيزان گلم خالصانه صميمانه از تك تك شماها مي خواهم كاملا در اين ماه رعايت تمام شئونات لازم را نمايد به حرمت خدا حرمت ماه خدا را داشته باشيد  دوري از تمام گناهان از عزيزان گلم مي خواهم رعايت حجاب كه نشانه شخصيت انسان است نمايد اين يك ياد اوري است همه گليد و خوب مي دانيد ثواب و گناه را رعايت نكات بهداشتي را كامل نمايد هزاران درود و سلام بر ثوابكاران ماه رمضان خداوندا اگر ماها بند گانهايت را تا كنون نبخشيده اي در اين دومين روز ماه خودت ببخش دستمان بگير نباد حتي يك ثانيه ماها را به خودمان وا گذاري يا ربنا يا ربنا يا رب العالمين

سخن كوتاه دگر لازم نباشد دوري از گناهان ياد تان نرود

دهانتان خشبو با ذكر صلوات وخواندن سوره حمد و شاد نمودن اسيران خاك

اللهم صل علي محمد وال محمد

اللهم كل فر جهم


ادامه مطلب
[ ۲۹ خرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۶:۳۷:۱۸ ] [ شقايق شلمچه ]
[ نظرات (0) ]

رويت هلال ماه نو

بنام خدا
سلام دوستان عزيز
ماه مبارك شعبان روبه پايان است اميدواريم ازاين ماه بابركت كمال بهره رابرده باشيد
ازشمادعوت مي كنيم باماهمراه شويد باسايت ربنا درطاهابلاگ وبه پيشواز ماه مبارك رمضان برويم ماه پرفيش رازونياز ونيايشهاي نيلوفري باهم دررويت هلال ماه نو همراه شويم .
هركدام ازشما كه ماه نورارويت نمود دراينجا ثبت كنيد متشكريم
لطفا ادامه اين بيت شعر رابنويسيد
مزرع سبز فلك ديدم و.....

ادامه مطلب
[ ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۲:۴۱:۱۴ ] [ شقايق شلمچه ]
[ نظرات (0) ]
[ ۱ ]